خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، رنج و آشنایی با درد سخن میگوید. شاعر از گریه و خنده، گل و خار، و طبیعت برای بیان احساساتش استفاده میکند. او از محبت کمیاب و دردهای آشنا مینالد و خود را با دیوانگان و مستان مقایسه میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و درد نیاز به درک بالاتری از احساسات انسانی دارند.
شماره ۱۹۶ - چون صراحی، خنده ام با چشم گریان آشناست
چون صراحی، خنده ام با چشم گریان آشناست
همچو گل چاک گریبانم به دامان آشناست ۱
در گلستان محبت غنچه ای کم دیده ایم
همچو زخم تیر، چشم ما به پیکان آشناست ۲
هرچه از چشم تو دیدم، می کشم از دست دل
شیوه ی دیوانگان با طرز مستان آشناست ۳
کوه و صحرا بس که آب از دیده ی من خورده اند
هر کجا خاری ست، با چشم چو مژگان آشناست ۴
داده گل گوشی به فریادم درین گلشن سلیم
ناله ام گویا به طرز عندلیبان آشناست ۵
همچو گل چاک گریبانم به دامان آشناست ۱
در گلستان محبت غنچه ای کم دیده ایم
همچو زخم تیر، چشم ما به پیکان آشناست ۲
هرچه از چشم تو دیدم، می کشم از دست دل
شیوه ی دیوانگان با طرز مستان آشناست ۳
کوه و صحرا بس که آب از دیده ی من خورده اند
هر کجا خاری ست، با چشم چو مژگان آشناست ۴
داده گل گوشی به فریادم درین گلشن سلیم
ناله ام گویا به طرز عندلیبان آشناست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۵ - گل نشاط به بزم شراب پامال است
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷ - در وادی وفا ره و رفتار نازک است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.