خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، طبیعت، و جدالهای زندگی میپردازد. در آن از استعارههایی مانند باغبان، گل، مجنون، و غزال استفاده شده تا مفاهیم عمیقتری را بیان کند. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که میتواند هم راهنما و هم مانع باشد.
متن دارای مفاهیم انتزاعی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، موضوعات مطرحشده مانند عشق و فلسفه زندگی برای نوجوانان و بزرگسالان جذابتر و قابلدرکتر است.
شماره ۱۰۷ - مدعی گر نکند بحث سخن دلگیر است
مدعی گر نکند بحث سخن دلگیر است
در جدل گوش و زبانش سپر و شمشیر است ۱
باغبان گو مشو از صحبت ایشان غافل
گل جوان است، اگر مرغ گلستان پیر است! ۲
نیست در عشق همین بند به پای مجنون
طوق خلخال هم از سلسله ی زنجیر است ۳
رهنمایی کند و مانع رهزن گردد
شوق در راه طلب همچو عصا شمشیر است ۴
گلرخان را سخنم کرد به من رام سلیم
که غزال غزلم آهوی آهوگیر است ۵
در جدل گوش و زبانش سپر و شمشیر است ۱
باغبان گو مشو از صحبت ایشان غافل
گل جوان است، اگر مرغ گلستان پیر است! ۲
نیست در عشق همین بند به پای مجنون
طوق خلخال هم از سلسله ی زنجیر است ۳
رهنمایی کند و مانع رهزن گردد
شوق در راه طلب همچو عصا شمشیر است ۴
گلرخان را سخنم کرد به من رام سلیم
که غزال غزلم آهوی آهوگیر است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶ - کسی که قسمت او غیر بینوایی نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸ - دلم شکفته نگردد ز بس جهان تنگ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.