خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق و نگاهی فلسفی به زندگی است. شاعر از مفاهیمی مانند فقر، عشق، رنجهای روحی و جستجوی روشنایی صحبت میکند. او با استفاده از استعارههای زیبا مانند «گلش به دست»، «کمند طرهی مشکین» و «شمع انجمن»، احساسات خود را به تصویر میکشد و از نیاز به ترمیم روح شکسته و یافتن نور در تاریکی سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات قدیمی ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.
شماره ۱۰۶ - کسی که قسمت او غیر بینوایی نیست
کسی که قسمت او غیر بینوایی نیست
گلش به دست، کم از کاسه ی گدایی نیست ۱
بیا شکسته ی خود را درست کن اینجا
که خاک میکده کمتر ز مومیایی نیست ۲
دراز دستی مژگان به طاق ازان ابروست
کمند طره ی مشکین به این رسایی نیست ۳
به هر کدام نمک لطف می کنی خوب است
که داغ های دلم را ز هم جدایی نیست ۴
توان شناخت ازان دست هر چه می آید
نشان نامه بجز کاغذ حنایی نیست ۵
سلیم، تیرگی از شمع انجمن چه عجب
ز آفتاب مرا چشم روشنایی نیست ۶
گلش به دست، کم از کاسه ی گدایی نیست ۱
بیا شکسته ی خود را درست کن اینجا
که خاک میکده کمتر ز مومیایی نیست ۲
دراز دستی مژگان به طاق ازان ابروست
کمند طره ی مشکین به این رسایی نیست ۳
به هر کدام نمک لطف می کنی خوب است
که داغ های دلم را ز هم جدایی نیست ۴
توان شناخت ازان دست هر چه می آید
نشان نامه بجز کاغذ حنایی نیست ۵
سلیم، تیرگی از شمع انجمن چه عجب
ز آفتاب مرا چشم روشنایی نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵ - با رسوم جهان دلم جنگی ست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷ - مدعی گر نکند بحث سخن دلگیر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.