خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از استعارههای مختلفی مانند آینه، گل، و طوطی برای بیان مفاهیم عشق، زیبایی، و تأثیرات آن بر روح و روان استفاده میکند. شاعر با بیان این که آینه نسبت به بدن خود نسبتی ندارد، به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند که همه را به شوق میآورد. همچنین، از غم و اصلاح دل با غم معشوق سخن میگوید و نقش اهل سخن در رونق بخشیدن به محافل را یادآور میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۸ - نتوان گفت به رویش سخن آینه را
نتوان گفت به رویش سخن آینه را
نسبتی با تن او نیست تن آینه را ۱
شوق رویش همه کس را به غریبی دارد
سبب این است جلای وطن آینه را ۲
هیچ کس نیست که در وصل تو نقشش ننشست
خوب دارد گل روی تو فن آینه را ۳
چرب نرمی ست در اصلاح دلم کار غمت
موم روغن شده این سنگ، تن آینه را ۴
رونق انجمن از صحبت اهل سخن است
سبز دارد پر طوطی، چمن آینه را ۵
حسن چون پرده گشاید پی تاراج، سلیم
به در آرد ز بدن پیرهن آینه را ۶
نسبتی با تن او نیست تن آینه را ۱
شوق رویش همه کس را به غریبی دارد
سبب این است جلای وطن آینه را ۲
هیچ کس نیست که در وصل تو نقشش ننشست
خوب دارد گل روی تو فن آینه را ۳
چرب نرمی ست در اصلاح دلم کار غمت
موم روغن شده این سنگ، تن آینه را ۴
رونق انجمن از صحبت اهل سخن است
سبز دارد پر طوطی، چمن آینه را ۵
حسن چون پرده گشاید پی تاراج، سلیم
به در آرد ز بدن پیرهن آینه را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷ - تا به کی آن آهوی وحشی نگردد رام ما
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - سینه ریشانیم و دارد آن دهن درمان ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.