خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به ناپایداری دنیا و بی‌توجهی سپهر (آسمان/جهان) به سرنوشت انسان‌ها می‌پردازد. شاعر با اشاره به گذرا بودن زندگی و آسیب‌پذیری انسان در برابر حوادث، از بی‌تفاوتی طبیعت و ستارگان نسبت به رنج‌های بشر سخن می‌گوید. همچنین به رفتارهای انسانی مانند ترس از زبان دیگران و خودپسندی اشاره دارد.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن برای درک و تحلیل، نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین برخی اشارات غیرمستقیم مانند 'زبان مار' یا 'چشم زخم انجم' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۱ - چه غافلی ست ز دور سپهر، مردم را

چه غافلی ست ز دور سپهر، مردم را
در آسیا بنگر خواب ناز گندم را ۱

هزار همچو تو رفتند و آسمان برجاست
بسا سبو که شکسته ست در قدم خم را ۲

سپهر را خطر از رهگذار حادثه نیست
زیان نمی رسد از سنگ، کاسه ی سم را ۳

به دفع چشم بد هر کسی سپندی هست
کسی چه چاره کند چشم زخم انجم را ۴

به جلوه گاه تو ای شاخ گل ز شرم چو کبک
به خویش دزدد طاووس بوستان دم را ۵

کسی که بر حذر است از زبان مار، سلیم
به خود دراز ندیده زبان مردم را ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰ - در قفس رفته چو قمری چمن از یاد مرا
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - شعله دارد ز تو آیین غضبناکی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.