خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند استغنا (بینیازی)، قناعت، فقر معنوی و عشق الهی سخن میگوید. شاعر از دردها و رنجهای عشق و بیقراری روح سخن میگوید و به دنبال آرامش در سایهی قناعت و بینیازی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات نیاز به دانش ادبی و عرفانی دارد.
شماره ۱۴ - مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا
مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا
که می پرست نزد بر شراب، استغنا ۱
دلی که در چمن محفل تو ره دارد
زند به باغ چو مرغ کباب استغنا ۲
به خوان فقر بود هر که سیر چشم، زند
به قرص پنجه کش آفتاب استغنا ۳
خوشا دیار قناعت که می زنند اطفال
به شیر دایه، شب ماهتاب استغنا ۴
مکن تواضع اهل زمانه را تقصیر
که کرد خانه ی ما را خراب استغنا ۵
سلیم سوخت مرا تشنگی و بر لب جوی
زند چو موج، لب من به آب استغنا ۶
که می پرست نزد بر شراب، استغنا ۱
دلی که در چمن محفل تو ره دارد
زند به باغ چو مرغ کباب استغنا ۲
به خوان فقر بود هر که سیر چشم، زند
به قرص پنجه کش آفتاب استغنا ۳
خوشا دیار قناعت که می زنند اطفال
به شیر دایه، شب ماهتاب استغنا ۴
مکن تواضع اهل زمانه را تقصیر
که کرد خانه ی ما را خراب استغنا ۵
سلیم سوخت مرا تشنگی و بر لب جوی
زند چو موج، لب من به آب استغنا ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - به راه عشق خطر نیست بینوایان را
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - پیری نشد خزان گل شاخسار ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.