خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق، فقر، خودنمایی، وطنپرستی و خردورزی میپردازد. شاعر از خطرات راه عشق سخن میگوید، به فقرا توجه نشان میدهد و از خودنمایی انتقاد میکند. همچنین، به اهمیت سکوت در برابر سخنان نادرست و تفاوت میان وطن و غربت اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و اجتماعی آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۳ - به راه عشق خطر نیست بینوایان را
به راه عشق خطر نیست بینوایان را
گل است هر سر خاری برهنه پایان را ۱
به چشم خلق نیایند، کز کلاه نمد
بود کلاه سلیمان به سر گدایان را ۲
چه شد که خاک در دوست مومیایی شد
ز چاره نیست نصیبی شکسته پایان را ۳
خدا به باطن روشندلان سری دارد
گزیر نیست ز آیینه خودنمایان را ۴
صدای سرو چمن گوش کن ز جنبش باد
اگر به جلوه ندیدی قصب قبایان را ۵
چه فرق از وطن و غربت این چنین کز من
غم تو ساخته بیگانه آشنایان را ۶
مشو سلیم طرف با جهان عربده جوی
جواب حرف، خموشی ست ناسزایان را ۷
گل است هر سر خاری برهنه پایان را ۱
به چشم خلق نیایند، کز کلاه نمد
بود کلاه سلیمان به سر گدایان را ۲
چه شد که خاک در دوست مومیایی شد
ز چاره نیست نصیبی شکسته پایان را ۳
خدا به باطن روشندلان سری دارد
گزیر نیست ز آیینه خودنمایان را ۴
صدای سرو چمن گوش کن ز جنبش باد
اگر به جلوه ندیدی قصب قبایان را ۵
چه فرق از وطن و غربت این چنین کز من
غم تو ساخته بیگانه آشنایان را ۶
مشو سلیم طرف با جهان عربده جوی
جواب حرف، خموشی ست ناسزایان را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - شراب نقل نخواهد، بگیر ساغر را
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - مزن به خون من ای پر عتاب، استغنا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.