خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شخصی که عهد دوستی را شکسته است، در حال ترک کردن است و دیگری دامان او را گرفته و میگوید که دوباره در خواب او را خواهد دید. فرد اول تصور میکند که بعد از این اتفاق، دیگر خوابی نخواهد دید.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات مربوط به عشق و جدایی و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
رباعی ۸ - آن یار که عهد دوستاری بشکست
آن یار که عهد دوستاری بشکست
میرفت و منش گرفته دامان در دست ۱
میگفت دگرباره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست ۲
میرفت و منش گرفته دامان در دست ۱
میگفت دگرباره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۷ - صد بار بگفتم به غلامان درت
گوهر بعدی:رباعی ۹ - شبها گذرد که دیده نتوانم بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.