خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از ناامیدی و درد عشق، بیوفایی معشوق، و احساس تنهایی و رمیدگی خود سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مفاهیمی مانند وفاداری، عهدشکنی، و آرزوهای بربادرفته دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و دلشکستگی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۱۵۷ - چرا به بزم رقیبان حدیث دوست نگفتی
چرا به بزم رقیبان حدیث دوست نگفتی
بست نبود خلاف مؤالفت که برفتی ۱
دل رمیده ما را که مرغ وحشی بود
شکار خویش نمودی و دام بازگرفتی ۲
نه پایدار بماند عهدهای سخت که بستی
نه استوار بود گفتهای سست که گفتی ۳
تو مرغ زیرک و جا آشیانه عنقا
کدام دانه بزیرم که تو بدام من افتی ۴
دریغ ودرد که بی پرده گفت مردم چشمم
حدیث عشق که اول زمردمان بنهفتی ۵
نهاده دوش من و دیده سر بخاره خارا
تو خوش به بستر دیبا ببزم غیر بخفتی ۶
بیا زشوق تو آشفته خاک راه علی کن
زنوک خامه در نظم آبدار که سفتی ۷
بست نبود خلاف مؤالفت که برفتی ۱
دل رمیده ما را که مرغ وحشی بود
شکار خویش نمودی و دام بازگرفتی ۲
نه پایدار بماند عهدهای سخت که بستی
نه استوار بود گفتهای سست که گفتی ۳
تو مرغ زیرک و جا آشیانه عنقا
کدام دانه بزیرم که تو بدام من افتی ۴
دریغ ودرد که بی پرده گفت مردم چشمم
حدیث عشق که اول زمردمان بنهفتی ۵
نهاده دوش من و دیده سر بخاره خارا
تو خوش به بستر دیبا ببزم غیر بخفتی ۶
بیا زشوق تو آشفته خاک راه علی کن
زنوک خامه در نظم آبدار که سفتی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵۶ - عمری بکعبه و دیر بردیم انتظاری
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۸ - چه حظ زشاهد و شمع و شراب و شیرینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.