خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد فراق و عشق نافرجام است. شاعر از انتظار طولانی و بیثمر سخن میگوید که جز عشق حاصلی نداشته است. او از رنج فراق جانان و تنهایی خود مینالد و از گریز معشوق و دردهای عشق شکایت میکند. در پایان، شاعر به ستایش حیدر (علی) میپردازد و آن را گنجی بینظیر میخواند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اصطلاحات پیچیده شعری، برای درک بهتر به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد.
شماره ۱۱۵۶ - عمری بکعبه و دیر بردیم انتظاری
عمری بکعبه و دیر بردیم انتظاری
زآن انتظار جز عشق حاصل نگشت کاری ۱
جانان زدست رفت و جان از فراق فرسود
بر جان زکسوت تن برجای مانده باری ۲
ای گل زصحبت من تا چند میگریزی
هر جا که گلبنی هست پا بست اوست خاری ۳
چشم تو ترک مستی کارد بتیغ دستی
حسن تو باغبانی روی تو نوبهاری ۴
احوال دل چه پرسی کاندر فراق چون شد
خون گشت و گشت جاری پیوسته از مجاری ۵
گمگشتگان وادی حیران بشوق کعبه
لب تشنگان بمردند از ذوق آب جاری ۶
مردم نهاده گنج و من مدح سنج حیدر
گنجی از این بهت نیست آشفته یادگاری ۷
زآن انتظار جز عشق حاصل نگشت کاری ۱
جانان زدست رفت و جان از فراق فرسود
بر جان زکسوت تن برجای مانده باری ۲
ای گل زصحبت من تا چند میگریزی
هر جا که گلبنی هست پا بست اوست خاری ۳
چشم تو ترک مستی کارد بتیغ دستی
حسن تو باغبانی روی تو نوبهاری ۴
احوال دل چه پرسی کاندر فراق چون شد
خون گشت و گشت جاری پیوسته از مجاری ۵
گمگشتگان وادی حیران بشوق کعبه
لب تشنگان بمردند از ذوق آب جاری ۶
مردم نهاده گنج و من مدح سنج حیدر
گنجی از این بهت نیست آشفته یادگاری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵۵ - ای جنت جاوید زرخسار تو بابی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۷ - چرا به بزم رقیبان حدیث دوست نگفتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.