خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با استفاده از استعارهها و نمادهای غنی، به موضوعاتی مانند عشق، رنجهای عاشقانه، و ارتباط با معشوق میپردازد. شاعر از درد فراق، وصال، و مفاهیم عرفانی مانند فنا در عشق سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیم دینی و اسطورهای مانند حضرت علی (ع) و ضحاک دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۰۶۰ - یاد داری دوش کاندر سر خماری داشتی
یاد داری دوش کاندر سر خماری داشتی
با حریفان بود جنگ و با پیاله آشتی ۱
بود دل لبریز خون از شوق تو در بر مرا
خوردیش لاجرعه و جام میش انگاشتی ۲
خواندیم در بزم خاص و گفتیم حرفی بگوش
لاجرم گویا مرا هم مدعی پنداشتی ۳
محمل لیلی بر اشتر باز کن برجان بنه
ساربانا از چه این بارم بدل بگذاشتی ۴
جرم ما نبود که گر گیرد کست در قتل خلق
خود نشان از خون مسکینان بناخن داشتی ۵
چنبر زلف توام رخنه بکاخ عقل کرد
مار ضحاکم چرا بر مغز سر بگماشتی ۶
گرنه ای چون ذوالفقار شاه ای ابروی یار
از چه بر خورشید و مه تیغ دو سر افراشتی ۷
میوه های تازه و تر چینی از شاخش بحشر
تخم مهر مرتضی آشفته در دل کاشتی ۸
نقش اغیارم زسینه محو شد دفتر بشوی
تا بلوح دل تو خود نقش علی بنگاشتی ۹
با حریفان بود جنگ و با پیاله آشتی ۱
بود دل لبریز خون از شوق تو در بر مرا
خوردیش لاجرعه و جام میش انگاشتی ۲
خواندیم در بزم خاص و گفتیم حرفی بگوش
لاجرم گویا مرا هم مدعی پنداشتی ۳
محمل لیلی بر اشتر باز کن برجان بنه
ساربانا از چه این بارم بدل بگذاشتی ۴
جرم ما نبود که گر گیرد کست در قتل خلق
خود نشان از خون مسکینان بناخن داشتی ۵
چنبر زلف توام رخنه بکاخ عقل کرد
مار ضحاکم چرا بر مغز سر بگماشتی ۶
گرنه ای چون ذوالفقار شاه ای ابروی یار
از چه بر خورشید و مه تیغ دو سر افراشتی ۷
میوه های تازه و تر چینی از شاخش بحشر
تخم مهر مرتضی آشفته در دل کاشتی ۸
نقش اغیارم زسینه محو شد دفتر بشوی
تا بلوح دل تو خود نقش علی بنگاشتی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۹ - روز نخواهد آمدن چون شب ما بروشنی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۱ - رشته ها بر گردنم ای زلف یار آویختی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.