خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به زیباییهای معشوق و احساسات عاشقانه اشاره دارد. همچنین، از مفاهیمی مانند عشق، جفا، هجران، و عقل و حیرت سخن میگوید. در بخشی از شعر، به داستان یوسف و زلیخا نیز اشاره شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی مانند داستان یوسف و زلیخا نیاز به دانش پیشینه دارد.
شماره ۹۰۳ - بخرند ناز معشوق بجان نیازمندان
بخرند ناز معشوق بجان نیازمندان
بمژه چو شمع گریان و بلب چو صبح خندان ۱
نظری که وقف باشد بنگاه جادوی تو
برود زره ازین پس بفسون چشم بندان ۲
نکنی بعاشقی عیب گرش قدم بلغزد
که بعقل استوار است قرار هوشمندان ۳
تو چه شاهدی خدا را که دمی برقص آری
همه زاهدان و مستان همه عابدان و رندان ۴
بسیاه چال هجران همه شب بود زلیخا
نه که یوسف است تنها بمیان و بند و زندان ۵
چو تو دلپسند آئی چه غم از جفای دشمن
که بجان و دل پسندیم ستم زناپسندان ۶
اگر از حدیث مجنون سخنی کند محدث
بگزند دست حیرت همه عاقلان بدندان ۷
بلباس زرق آشفته مرو ببزم مستان
که تو گرگی و نشائی بلباس گوسفندان ۸
تو مگر بجد درآئی به پناه آل طه
که همه جهان بگریند و توئی بذوق خندان ۹
بمژه چو شمع گریان و بلب چو صبح خندان ۱
نظری که وقف باشد بنگاه جادوی تو
برود زره ازین پس بفسون چشم بندان ۲
نکنی بعاشقی عیب گرش قدم بلغزد
که بعقل استوار است قرار هوشمندان ۳
تو چه شاهدی خدا را که دمی برقص آری
همه زاهدان و مستان همه عابدان و رندان ۴
بسیاه چال هجران همه شب بود زلیخا
نه که یوسف است تنها بمیان و بند و زندان ۵
چو تو دلپسند آئی چه غم از جفای دشمن
که بجان و دل پسندیم ستم زناپسندان ۶
اگر از حدیث مجنون سخنی کند محدث
بگزند دست حیرت همه عاقلان بدندان ۷
بلباس زرق آشفته مرو ببزم مستان
که تو گرگی و نشائی بلباس گوسفندان ۸
تو مگر بجد درآئی به پناه آل طه
که همه جهان بگریند و توئی بذوق خندان ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۲ - من نتوانم ز دوست دیده فرو دوختن
گوهر بعدی:شماره ۹۰۴ - زین بادیه چون رفت مه نوسفر من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.