خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و عشق الهی است. شاعر خود را مانند دیگ جوشان و غنچه خاموش توصیف میکند و از عشق و فداکاری سخن میگوید. او از رهایی از ریاکاری و فروختن خرقه برای می سخن میگوید و عشق را هوشافزا میداند. در نهایت، شاعر از گناهان خود و امید به بخشش الهی میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'می' و 'گناه' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۷۹۶ - آتش کیست که من دیگ صفت در جوشم
آتش کیست که من دیگ صفت در جوشم
با همه جوش چرا غنچه صفت خاموشم ۱
قرب شمع است بلی آفت پروانه ولی
سر رود بر سر این کار بجان میکوشم ۲
بنده و بندی عشقت نه من امروز شدم
کز ازل حلقه زلف تو بود در گوشم ۳
گر برم لب بلب جام شبی بی لب تو
گر می صاف بود خون جگر مینوشم ۴
چون از این دلق ریائی نشدم حاصل هیچ
میروم خرقه و سجاده بمی بفروشم ۵
گر رود سر بسر مهر تو چون شمع مرا
کی توانم که بدل آتش عشقت پوشم ۶
من بخود وصف تو گفتن نتوانم چون نی
هر چه نائی بدمد بردم من مینوشم ۷
هر کجا باده کشیدیم بود هوش زدا
می عشق تو بنازم که فزاید هوشم ۸
هست بر دوش من آشفته گناه دو جهان
تا مگر دست خدا بار برد از دوشم ۹
با همه جوش چرا غنچه صفت خاموشم ۱
قرب شمع است بلی آفت پروانه ولی
سر رود بر سر این کار بجان میکوشم ۲
بنده و بندی عشقت نه من امروز شدم
کز ازل حلقه زلف تو بود در گوشم ۳
گر برم لب بلب جام شبی بی لب تو
گر می صاف بود خون جگر مینوشم ۴
چون از این دلق ریائی نشدم حاصل هیچ
میروم خرقه و سجاده بمی بفروشم ۵
گر رود سر بسر مهر تو چون شمع مرا
کی توانم که بدل آتش عشقت پوشم ۶
من بخود وصف تو گفتن نتوانم چون نی
هر چه نائی بدمد بردم من مینوشم ۷
هر کجا باده کشیدیم بود هوش زدا
می عشق تو بنازم که فزاید هوشم ۸
هست بر دوش من آشفته گناه دو جهان
تا مگر دست خدا بار برد از دوشم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۵ - ثمر از نخل عیش دهر غیر از غم نمی بینم
گوهر بعدی:شماره ۷۹۷ - بکفر زلف آن ترسا بچه تا دین و دل دادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.