خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از عشق و فراق می‌گوید. او از بلبل و گل و باغ صحبت می‌کند و به عشق و مستی و میفروشان اشاره دارد. شاعر از عشق به معشوق و دوری از او رنج می‌برد و تنها به ساقی و جام می‌اندیشد. او از عشق به عنوان یک نیروی قدرتمند یاد می‌کند که بر عقل و هوش غلبه دارد و خود را ذره‌ای در برابر خورشید معشوق می‌داند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و می‌نوشی ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۶۰۸ - حدیثی دیگری کرده مگر گوش

حدیثی دیگری کرده مگر گوش
که بلبل عهد گل کرده فراموش ۱

چو بلبل رفت از گلشن بکهسار
توهم ایگل زبلبل رخ فراپوش ۲

مرا تا آتش سوداست بر سر
نخواهد افتاد این دیگ از جوش ۳

کجا منت برد از میفروشان
کسی کامد زساقی مست و مدهوش ۴

مرا غیر از تو در خاطر نگنجد
بیا و گفته اغیار می نوش ۵

ندارم چشم جز بر دست ساقی
نگوئی قول واعظ میکنم گوش ۶

بجز آن جامه رنگین بجامی
توهم این کسوت تلبیس بفروش ۷

اگر تو آفتی این دین و آندل
اگر تو رهزنی این عقل و آن هوش ۸

منم ذره تو خورشیدی و خاشاک
که گنجد ذره را مهری در آغوش ۹

مرا گویند آشفته که در بزم
چو چنگ از گوشمال عشق مخروش ۱۰

ولی تا زخمه از مطرب خورد چنگ
نخواهد بودن اندر بزم خاموش ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۰۷ - تا که در میخانه وحدت علی شد میفروش
گوهر بعدی:شماره ۶۰۹ - هر که سری بسر نهد یارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.