به نام خدا
خونه ی قدیمی
تو کوچه مون یه خونه بود
یه خونه ی خیلی قشنگ
یه خونه ی خیلی بزرگ
با دیوارای رنگارنگ
یه باغچه داشت توی حیاط
که پر بود از گلهای ناز
یه حوض آبی میونش
با چندتایی اردک و غاز
صاحب خونه دوست می داشت
کنار حوضش بشینه
تا بازی ماهیارو
تو آب حوضش ببینه
اردک و غاز توی حیاط
شنا میکردن توی حوض
توی هوا پرمی شد از
عطر خوش گلهای رز
یه روزی صاحب خونه
خونه را فروخت و رفت سفر
صاحب جدید با یک لودر
کردش خراب و در به در
از اون خونه چیزی نموند
جز یه زمین و تل خاک
آثار خونه ی قشنگ
از رو زمین شد پاک پاک
ساخته شده به جای اون
یه برج زشت و بدنما
با خونه های کوچولو
بدون حوض و آب نما
یادش بخیر اون خونه ی
قدیمی و خیلی قشنگ
باغچه و حوض و حیاطش
با اون گلای رنگارنگ
شاعر: مهری طهماسبی دهکردی
از دفتر منتخب وبلاگ ترانه های کودکان