تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

روزی بهای سکوتم را

از حقیقت خواهم ستاند

در همه عمر

تنها شاهدی بودم و خاموش

برده اند رمه ام را و باز نظاره کردم. . .

می خشکانند گلشن جوان را ..


تنها شاهد غروب آفتاب بودم

روزی پاسخ سکوت های پر از ایهام را ،

خواهم گفت

در جاده ای که انتهایش نور است و تسلیم

شرم از خویشتن دارم


مباد یارب در خموشی مردن ،

با اینهمه چراغ رحمت دوست

دوباره سکوت خواهم کرد

و تنها شاهد هجرت آمال و نیاز نفسم خواهم بود

بگذر ، تو نیز بگذر ا

ز این تن ها


نوشته قبلی:برای دکتر حشمت از یاران میرزا
نوشته بعدی:شوق لطیف یک خیال
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
حلقه ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
س
باغ زمستانی ۳ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
از مجموعه باغ زمستانی شعر سپید اثر محمدرضا خوشدل
تصویر مجموعه
باغ زمستانی دو ۱۴۰۴/۱۰/۲
باغ زمستانی چند صباحی ست دستچینی از دست نوشته هایم از دهه های هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی در سه فصل گرد اوردم بجهت یادگار از باغ اول زمستانی و اقرار به ظلمانی شب و گمگشته بودن عشق در عهد تاریکی و
در پس اندیشه و آمال ها،میان انبوهی از سیاه مشق های روزانه و سالانه ، اولین دفتر و گزیده ای از دست نوشته ها بجهت یادگار و پاسخ به خواست دوستان پاک سرشت ، حصل دهه های هفتاد و هشتاد و نود زندگی در سه فصل منتشر گردید ، تقدیم به همه عزیزان و عزیزترین های زندگی.
، از عشق گفتن ها ، از مام میهن و تاریکی و شب سرما و عداوت
از دوست گفتن ها ، از فوران احساس در پس کوچه ای ، پهنادشت کویر را سرودن...
برگ سبزی تحفه چشمان درویش شما

امید که رضا افتد یاران را