عبارات مورد جستجو در ۳ گوهر پیدا شد:
مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۲۷ - بیا کامروز گرد یار گردیم
بیا کِامْروزْ گِردِ یار گردیم
به سَر گَردیم و چون پَرگار گردیم
بیا کِامْروز گِردِ خود نگردیم
به گِردِ خانه خَمّار گردیم
مَگو با ما که ما دیوانگانیم
بر آتشهایِ بیزِنْهار گردیم
سَبُک گردیم چون بادِ بهاری
حَریفِ سَبزه و گُلْزار گردیم
چرا چون گوشْ جُمله باد گیریم؟
چرا چون موشْ در اَنْبار گردیم؟
در آن طَبْله شِکَر پُر کرد عَطّار
به گِردِ طَبْله عَطّار گردیم
چو سُرمه خِدمَتِ دیده گُزینیم
چو دیده جُملگی دیدار گردیم
به سَر گَردیم و چون پَرگار گردیم
بیا کِامْروز گِردِ خود نگردیم
به گِردِ خانه خَمّار گردیم
مَگو با ما که ما دیوانگانیم
بر آتشهایِ بیزِنْهار گردیم
سَبُک گردیم چون بادِ بهاری
حَریفِ سَبزه و گُلْزار گردیم
چرا چون گوشْ جُمله باد گیریم؟
چرا چون موشْ در اَنْبار گردیم؟
در آن طَبْله شِکَر پُر کرد عَطّار
به گِردِ طَبْله عَطّار گردیم
چو سُرمه خِدمَتِ دیده گُزینیم
چو دیده جُملگی دیدار گردیم
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۶۹ - صبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسر
صبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسر
خفتگان از خواب ناپاکی برانگیز ای پسر
مجلس ما از جمال خود برافروز ای غلام
می ز جام خسروانی در قدح ریز ای پسر
یک زمان با ما به خلوت می بخور خرم بزی
یک زمان با ما به کام دل برآمیز ای پسر
عاشقان را از کنار و بوسه دادن چاره نیست
دل بنه بر بوسه دادن هیچ مستیز ای پسر
گر ز بهر بوسه دادن در تو آویزد کسی
روز محشر همچو خصمان در من آویز ای پسر
گر توانی کرد با ما زندگی زینسان درآی
ور نه زود از پیش ما برخیز و بگریز ای پسر
خفتگان از خواب ناپاکی برانگیز ای پسر
مجلس ما از جمال خود برافروز ای غلام
می ز جام خسروانی در قدح ریز ای پسر
یک زمان با ما به خلوت می بخور خرم بزی
یک زمان با ما به کام دل برآمیز ای پسر
عاشقان را از کنار و بوسه دادن چاره نیست
دل بنه بر بوسه دادن هیچ مستیز ای پسر
گر ز بهر بوسه دادن در تو آویزد کسی
روز محشر همچو خصمان در من آویز ای پسر
گر توانی کرد با ما زندگی زینسان درآی
ور نه زود از پیش ما برخیز و بگریز ای پسر
کسایی مروزی : ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت
شماره ۱۱ - مرا گفت بگیر این و بزی خرم و دلشاد