عبارات مورد جستجو در ۱ گوهر پیدا شد:
مولوی : دفتر اول
بخش ۲۷ - مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن
جُمله گفتند ای حکیمِ رَخْنه ‌جو
این فَریب و این جَفا با ما مگو
چارْپا را قَدْرِ طاقت بار نِهْ
بر ضَعیفانْ قَدْرِ قُوَّت کار نِهْ
دانۀ هر مُرغْ اندازه‌یْ وِیْ است
طُعْمۀ هر مُرغْ اَنْجیری کِی است؟
طِفْل را گَر نان دَهی بر جایِ شیر
طِفْلِ مِسْکین را از آن نانْ مُرده گیر
چون که دَندان‌ها بَرآرَد بعد ازان
هم به خود گردد دِلَش جویایِ نان
مُرغِ پَر نارُسته چون پَرّان شود
لُقمۀ هر گُربۀ دَرّان شود
چون بَرآرَد پَر، بِپَرَّد او به خَود
بی‌تَکَلُّف، بی‌صَفیرِ نیک و بَد
دیو را نُطْقِ تو خامُش می‌کُند
گوشِ ما را گفتِ تو هُش می‌کُند
گوشِ ما هوش است، چون گویا تویی
خُشکِ ما بَحْر است، چون دریا تویی
با تو ما را خاکْ بهتر از فَلَک
ای سِماک از تو مُنَوَّر تا سَمَک
بی‌تو ما را بر فَلَک تاریکی است
با تو ای ماه این فَلَک باری کی است؟
صورتِ رَفْعَت بُوَد اَفْلاک را
معنیِ رَفْعَت رَوانِ پاک را
صورتِ رَفْعَت برایِ جسم‌هاست
جسم‌ها در پیشِ معنی اِسْم‌هاست