خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از تشبیهات و استعاره‌های غنی استفاده می‌کند. در آن، شاعر از عشق، درد فراق، وصف معشوق، و مفاهیمی مانند مجنون و لیلی، اسکندر و دارا، و حیدر سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند سجده و فنا در راه عشق دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی نیاز به دانش پیش‌زمینه دارند.

مشاهده کامل

شماره ۴۹۰ - نفس وصل تو تمنا میکند

نفس وصل تو تمنا میکند
پشه میل صید عنقا میکند ۱

ساعد و سر پنجه ات رنگین زخون
با گواهی چند حاشا میکند ۲

هست لیلی را حشم در چشم و دل
از چه مجنون طوف صحرا میکند ۳

شاهد مادر نگنجد در خیال
جلوه در سلمی و لیلا میکند ۴

هر که را در سر های لؤلؤات ‏
کی حذر از موج دریا میکند ۵

آه گر با ماه رویت آن کند
آنچه آهم با ثریا میکند ۶

ناوک دلدوز ترک غمزه ات
رخنه ها در سنگ خارا میکند ۷

گفتیم چشمم چه کرده با لبت
آنچه اسکندر به دارا میکند ۸

شاهدان در پرده شاهد باز و مست
عاشق اینها بی محابا میکند ۹

هر چه میپوشم حدیث عاشقی
اشک و آهم باز رسوا میکند ۱۰

گفت لب سودائیان عشق را
از دو عنابی مداوا میکند ۱۱

لیک این سودائی آشفته را
چاره زآن زلف چلیپا میکند ۱۲

عکس حیدر دیده چون در آفتاب
پیش او سجده چو حربا میکند ۱۳

کره ای افشای سر منصور وار
باش تا دارت مهیا میکند ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۸۹ - هر که با موی و میان تو میانی دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۱ - نقاب از زلف مشکین چون بروی چون قمر بندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.