خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، رنج، دوری، و اندوه میپردازد. شاعر از گریههای مستانه، درد عشق، و رنجهای روحی سخن میگوید و از مفاهیم نمادین مانند شمع، پروانه، و میخانه برای بیان احساساتش استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مستی و میخانه ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۴۳۷ - آن مست که در میکده مستانه بگرید
آن مست که در میکده مستانه بگرید
از شیخ حرم به که بافسانه بگرید ۱
از خاصیت عشق بعالم عجبی نیست
گر شمع شب از ماتم پروانه بگرید ۲
خونی که بساغر رود از چشم صراحی
خون خورده و از دوری خمخانه بگرید ۳
ساغر زپه بر گریه مینا زده خنده
مینا زچه بر خنده پیمانه بگرید ۴
دیوانه همه عمر بگرید زپری لیک
آخر پری از حالت دیوانه بگرید ۵
این جور و جفائی که تو بر دوست پسندی
نه دوست که بر حالش بیگانه بگرید ۶
گریان نبود شمع که جان سوخته او را
چون میرود از محفل جانانه بگرید ۷
در سینه دلم ناله کنان در شب هجران
چون جغد که در گوشه ویرانه بگرید ۸
محروم شد آشفته چو از درگه حیدر
شاید همه عمر غریبانه بگرید ۹
باده ندهند وز خضر آب بگیرند
یک عمر اگر بر در میخانه بگرید ۱۰
از شیخ حرم به که بافسانه بگرید ۱
از خاصیت عشق بعالم عجبی نیست
گر شمع شب از ماتم پروانه بگرید ۲
خونی که بساغر رود از چشم صراحی
خون خورده و از دوری خمخانه بگرید ۳
ساغر زپه بر گریه مینا زده خنده
مینا زچه بر خنده پیمانه بگرید ۴
دیوانه همه عمر بگرید زپری لیک
آخر پری از حالت دیوانه بگرید ۵
این جور و جفائی که تو بر دوست پسندی
نه دوست که بر حالش بیگانه بگرید ۶
گریان نبود شمع که جان سوخته او را
چون میرود از محفل جانانه بگرید ۷
در سینه دلم ناله کنان در شب هجران
چون جغد که در گوشه ویرانه بگرید ۸
محروم شد آشفته چو از درگه حیدر
شاید همه عمر غریبانه بگرید ۹
باده ندهند وز خضر آب بگیرند
یک عمر اگر بر در میخانه بگرید ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۶ - در ساغر اگر باه گلنار بخندد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۸ - آتشی میلی ببالا میکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.