خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که بر مفاهیمی مانند تلاش، گذر زمان، عشق، و فناپذیری دنیا تأکید دارد. شاعر از گذرا بودن عمر و جهان سخن می‌گوید و عشق را فراتر از سود و زیان می‌داند. همچنین، اشاره‌ای به عشق به علی (ع) و گذشتن از سلطنت دنیوی دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی اشارات عرفانی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۱۷ - جهد کن جهد که تیرش زکمان میگذرد

جهد کن جهد که تیرش زکمان میگذرد
هر که آن تیر و کمان دید زجان میگذرد ۱

عمر سان میگذرد جان جهانش برکیب
جهدی ای جان که زره جان جهان میگذرد ۲

یکجهان فتنه بیاورد چو آمد در شهر
تا چه از رفتن آن مه بجهان میگذرد ۳

گفته بودی که زمانی به لبت لب بنهم
هان دم بازپسین است و زمان میگذرد ۴

یک فلک اخترش افتند بلرزه چو سهیل
به یمن گر شبی آن برق یمان میگذرد ۵

پیش رخسار بدیع تو بسی مختصر است
وصف عشاق که از شرح و بیان میگذرد ۶

افتدش آتش غیرت بدهان آشفته
شمع سان نام تواش چون بزبان میگذرد ۷

من و سودای تو از سود وزیانم چه غمست
عاشق روی تو از سود و زیان میگذرد ۸

هر کرا داغ غلامی علی بر جبهه است
از سر سلطنت کون و مکان میگذرد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱۶ - سودای زلف آن پری ما را بصحرا میکشد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۸ - هر کرا نقش بجانست کی از دل برود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.