خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلی، توصیف زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق عشق بر شاعر است. چشمها، ابروها، لبها و موهای معشوق با تصاویر شاعرانه و استعارههای زیبا توصیف شدهاند. شاعر از درد فراق و عشق نافرجام مینالد و وفاداری خود را به معشوق بیان میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۹۶ - آن دو چشم تو که در زیر دو ابروی خمند
آن دو چشم تو که در زیر دو ابروی خمند
چون دو مستند که پیوسته پی قصد همند ۱
چشمهایت زنگه و آن دو لبان از خنده
آفت خیل عرب فتنه ملک عجمند ۲
شبنم آسا بر خورشید جمالت عدمند
مه و خورشید که در منطقه ثابت قدمند ۳
خضر عهدند و جوان بخت و ندیده ظلمات
سبزهائی که بگرد لب نوشت بدمند ۴
صوفیانی که بذوق تو بوجند و سماع
فارغ از زمزمه مطرب و از زیر و بمند ۵
آه از آن ترک کمانکش که قدر انداز است
حذر از آن دو خم زلف که پرپیچ و خمند ۶
بی وجود تو مرا زندگی آنسان تنگست
که برم حسرت از آنان که بخواب عدمند ۷
چه عجب الفت چشمان تو با مرغ دلم
وحشیان هیچ زدیوانه شنیدی برمند ۸
نه زیاد است بسوداش اگر سر دادم
خوب رویان وفا پیشه ندانی که کمند ۹
پی نبرده بگلستان تو چون آشفته
بعبث بیهده جمعی پی باغ ارمند ۱۰
چون دو مستند که پیوسته پی قصد همند ۱
چشمهایت زنگه و آن دو لبان از خنده
آفت خیل عرب فتنه ملک عجمند ۲
شبنم آسا بر خورشید جمالت عدمند
مه و خورشید که در منطقه ثابت قدمند ۳
خضر عهدند و جوان بخت و ندیده ظلمات
سبزهائی که بگرد لب نوشت بدمند ۴
صوفیانی که بذوق تو بوجند و سماع
فارغ از زمزمه مطرب و از زیر و بمند ۵
آه از آن ترک کمانکش که قدر انداز است
حذر از آن دو خم زلف که پرپیچ و خمند ۶
بی وجود تو مرا زندگی آنسان تنگست
که برم حسرت از آنان که بخواب عدمند ۷
چه عجب الفت چشمان تو با مرغ دلم
وحشیان هیچ زدیوانه شنیدی برمند ۸
نه زیاد است بسوداش اگر سر دادم
خوب رویان وفا پیشه ندانی که کمند ۹
پی نبرده بگلستان تو چون آشفته
بعبث بیهده جمعی پی باغ ارمند ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۵ - زآن غنچه که از پرده بیک بار برآمد
گوهر بعدی:شماره ۳۹۷ - از مردم چشم تو دل زلفت بیغما میبرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.