خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و پراحساس، از عشق و دلباختگی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی مانند دریا، گوهر، زلف مشکین و بوی خون، عمق احساسات خود را بیان میکند. او از درد فراق و هجران مینالد و زیبایی معشوق را با عناصری مانند سرو و عنبر توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'صد دریای خون' و 'دلهای خونین' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۳۸۷ - برون از دیده غواص صد دریای خون آمد
برون از دیده غواص صد دریای خون آمد
که تا یک گوهر ارزنده از دریا برون آمد ۱
زبس دلهای خونین کرده جا در نافه زلفش
عجب نبود گر از آن موی مشکین بوی خون آمد ۲
مگر زلف نژند تو کمند خاطر من شد
که هر جا میکشد دل در قفایش بیسکون آمد ۳
مرنج از راستی کز سرو موزون بر بیالائی
بمه سنجیده ام حسن رخت صدره فزون آمد ۴
زکف شد دامن دلدار اکنون باد در دستم
چها زین پس بمن یا رب زبخت واژگون آمد ۵
چگونه ره برم در شام هجران بر سر کویش
اگر نه بوی زلف عنبرینش رهنمون آمد ۶
اگر دیوانه زنجیر زلف آن پری روئی
برت آشفته صد مجنون پی درس جنون آمد ۷
که تا یک گوهر ارزنده از دریا برون آمد ۱
زبس دلهای خونین کرده جا در نافه زلفش
عجب نبود گر از آن موی مشکین بوی خون آمد ۲
مگر زلف نژند تو کمند خاطر من شد
که هر جا میکشد دل در قفایش بیسکون آمد ۳
مرنج از راستی کز سرو موزون بر بیالائی
بمه سنجیده ام حسن رخت صدره فزون آمد ۴
زکف شد دامن دلدار اکنون باد در دستم
چها زین پس بمن یا رب زبخت واژگون آمد ۵
چگونه ره برم در شام هجران بر سر کویش
اگر نه بوی زلف عنبرینش رهنمون آمد ۶
اگر دیوانه زنجیر زلف آن پری روئی
برت آشفته صد مجنون پی درس جنون آمد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۶ - اگر آه مرا اندر شب هجران اثر باشد
گوهر بعدی:شماره ۳۸۸ - اگر آن ماه پیکر پرده از رخسار برگیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.