خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از مفاهیمی مانند عشق، دلبستگی، رنجهای عشق و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید. شاعر از تصاویری مانند گلشن، سرو، سمن، خنجر و شمشیر برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۳۸۳ - هر که در گلشن دل سرو سمن بردارد
هر که در گلشن دل سرو سمن بردارد
بایدش دل زگل و سرو سمن بردارد ۱
حالت بسمل عشق و مژه فتانش
داند آن خسته که دل برسر خنجر دارد ۲
کرده چون پهلوی دارا دل مجروهم چاک
آنکه ابروی چو شمشیر سکندر دارد ۳
نبود آرزوی کوثر و حورش در دل
آنکه دلبر ببرو باده بساغر دارد ۴
تاج جمشید بسرکی نهد و افسر کی
هر که از خاک در میکده افسر دارد ۵
کار ناصح بسر زلف تو افتادی کاش
تا بدیدی دل آشفته چه بر سر دارد ۶
بایدش دل زگل و سرو سمن بردارد ۱
حالت بسمل عشق و مژه فتانش
داند آن خسته که دل برسر خنجر دارد ۲
کرده چون پهلوی دارا دل مجروهم چاک
آنکه ابروی چو شمشیر سکندر دارد ۳
نبود آرزوی کوثر و حورش در دل
آنکه دلبر ببرو باده بساغر دارد ۴
تاج جمشید بسرکی نهد و افسر کی
هر که از خاک در میکده افسر دارد ۵
کار ناصح بسر زلف تو افتادی کاش
تا بدیدی دل آشفته چه بر سر دارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۲ - المنة لله که شب هجر سرآمد
گوهر بعدی:شماره ۳۸۴ - تنها نه ترک بچه من تندخو بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.