خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، آزادی، دشمنی، و حقایق معنوی سخن میگوید. شاعر از دوست و دشمن، بتپرستی، عشق الهی، و حقیقت جاویدان صحبت میکند و با استفاده از استعارههای زیبا، مخاطب را به تفکر و تعمق دعوت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای افراد زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند دشمنی و بتشکنی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۶۱ - ماراست دوست یک دو جهان جمله دشمنند
ماراست دوست یک دو جهان جمله دشمنند
یک سینه پیش نه همه گر تیر میزنند ۱
ای سرو سرفراز که در باغ دلبری
آزاد خلق و دست تعلق بدامنند ۲
بگذر بسومنات تو بت روی سیم تن
تا نقش بت زبتکده کفار برکنند ۳
مرهم از آن دو لب مطلب دغدار عشق
کاینان بزخم خلق نمک میپراکنند ۴
گفتم چه پیشه اند دو چشمت بغمزه گفت
ایشان برای کشتن مردم معینند ۵
لبریز شد زباده عشق تو جام دل
بر گو بشیخ و شحنه که آن جام بشکنند ۶
نام تو برد مطرب و در بزم صوفیان
من گوش بر سماع و همه چشم بر منند ۷
آشفته احولان نشناسند سر حق
شاید اگر بدیده احمد نظر کنند ۸
یک سینه پیش نه همه گر تیر میزنند ۱
ای سرو سرفراز که در باغ دلبری
آزاد خلق و دست تعلق بدامنند ۲
بگذر بسومنات تو بت روی سیم تن
تا نقش بت زبتکده کفار برکنند ۳
مرهم از آن دو لب مطلب دغدار عشق
کاینان بزخم خلق نمک میپراکنند ۴
گفتم چه پیشه اند دو چشمت بغمزه گفت
ایشان برای کشتن مردم معینند ۵
لبریز شد زباده عشق تو جام دل
بر گو بشیخ و شحنه که آن جام بشکنند ۶
نام تو برد مطرب و در بزم صوفیان
من گوش بر سماع و همه چشم بر منند ۷
آشفته احولان نشناسند سر حق
شاید اگر بدیده احمد نظر کنند ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۰ - ساقیا زان می کهنه که مه نو سرزد
گوهر بعدی:شماره ۳۶۲ - شمعی چو تو میباید تا بزم بیاراید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.