خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که با استفاده از استعارهها و نمادهای ادبیات کلاسیک فارسی، به مفاهیمی مانند عشق، وفاداری، اشتیاق و رنج عاشقانه میپردازد. شاعر از عناصری مانند چشمه حیوان، خضر، یوسف و یعقوب، شمع و پروانه، و آتش برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به دانش و بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و ارجاعات به داستانهای قرآنی و اساطیری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۵۷ - هر که او را چشمه حیوان زکنج لب بجوشد
هر که او را چشمه حیوان زکنج لب بجوشد
لاجرم خضر خط او دیبه خضرا بپوشد ۱
گر بشیرت بوی پیراهن سوی یعقوب آرد
یوسف و مصر و رلیخا را بآن بو میفروشد ۲
شمع گو چندان مپوشان چهره در فانوس از کین
تا بود پروانه را پر در وفا داری بکوشد ۳
برنشین ای آه در دل برنشان این آب چشم
سوخته دودی ندارد پخته بر آتش نجوشد ۴
من زشوق مرتضی آشفته نالم تا بگویند
زآتش سودای گل بلبل بگلشن میخروشد ۵
لاجرم خضر خط او دیبه خضرا بپوشد ۱
گر بشیرت بوی پیراهن سوی یعقوب آرد
یوسف و مصر و رلیخا را بآن بو میفروشد ۲
شمع گو چندان مپوشان چهره در فانوس از کین
تا بود پروانه را پر در وفا داری بکوشد ۳
برنشین ای آه در دل برنشان این آب چشم
سوخته دودی ندارد پخته بر آتش نجوشد ۴
من زشوق مرتضی آشفته نالم تا بگویند
زآتش سودای گل بلبل بگلشن میخروشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۶ - خامه تا نقش تو مصور کرد
گوهر بعدی:شماره ۳۵۸ - تو آن نه ای که جفای تو دل بیازارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.