خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلباختگی سخن میگوید. او از زیبایی معشوق، رنجهای عشق، و تأثیرات عمیق آن بر دل و جان خود مینویسد. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند پختگی روح و تقدیر دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۰۷ - زردی روی مرا آن رخ گلگون باعث
زردی روی مرا آن رخ گلگون باعث
قامت خم شده را آن قد موزون باعث ۱
نافه زلف تو دلرا سبب ناسور است
پی خون خوردنم آن لعل طبرخون باعث ۲
شود شیرین بود از تلخی کام فرهاد
از پی شهرت لیلی شده مجنون باعث ۳
پخته گردیدن درویش بود سر وجود
تا نگوئی که بود گردش هامون باعث ۴
شبنم دیده هجران زده ای طوفان کرد
تو مپندار که شد دجله و جیحون باعث ۵
دل آشفته اگر چه همه سودا می پخت
لیک آن حلقه گیسو شدش افزون باعث ۶
خاکبوس در سلطان خراسان نتوان
مگر آندم که شود بخت همایون باعث ۷
قامت خم شده را آن قد موزون باعث ۱
نافه زلف تو دلرا سبب ناسور است
پی خون خوردنم آن لعل طبرخون باعث ۲
شود شیرین بود از تلخی کام فرهاد
از پی شهرت لیلی شده مجنون باعث ۳
پخته گردیدن درویش بود سر وجود
تا نگوئی که بود گردش هامون باعث ۴
شبنم دیده هجران زده ای طوفان کرد
تو مپندار که شد دجله و جیحون باعث ۵
دل آشفته اگر چه همه سودا می پخت
لیک آن حلقه گیسو شدش افزون باعث ۶
خاکبوس در سلطان خراسان نتوان
مگر آندم که شود بخت همایون باعث ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۶ - گرچه جهان خرم است و فصل بهار است
گوهر بعدی:شماره ۳۰۸ - تو آن شهی که زافلاکیان ستانی باج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.