خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد عشق، ندامت از گذشته، و ستایش معشوق است. شاعر از غم عشق و بیقراری دوران میگوید و عاشق را بیپروا از ملامت توصیف میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند قبولی نماز با اخلاص و مقام امامت اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی اشارات مانند امامت و نماز ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۲۶۱ - زعمر رفته دارم بس ندامت
زعمر رفته دارم بس ندامت
بجامی گیرم از ساقی غرامت ۱
مقیم آستان میکشان شو
که دوران را نباشد استقامت ۲
بزن چندان که خواهی شنعت ای غیر
که عاشق غم ندارد از ملامت ۳
بلای عشق برق عافیت سوز
نیستانست بستان سلامت ۴
نماز میکشان آنگه قبول است
که در پای خم اندازد اقامت ۵
چو قمری پر زند بر گرد او سرو
ببستان گر چمد آن سرو قامت ۶
تو با آن قامت موزون برفتار
کجا بنشیند آشوب قیامت ۷
بر او آشفته خوبی شد مسلم
بتو رندی و بر حیدر امامت ۸
بداغ عشق تو معروف شهرم
غلامان را شناسد از علامت ۹
بجامی گیرم از ساقی غرامت ۱
مقیم آستان میکشان شو
که دوران را نباشد استقامت ۲
بزن چندان که خواهی شنعت ای غیر
که عاشق غم ندارد از ملامت ۳
بلای عشق برق عافیت سوز
نیستانست بستان سلامت ۴
نماز میکشان آنگه قبول است
که در پای خم اندازد اقامت ۵
چو قمری پر زند بر گرد او سرو
ببستان گر چمد آن سرو قامت ۶
تو با آن قامت موزون برفتار
کجا بنشیند آشوب قیامت ۷
بر او آشفته خوبی شد مسلم
بتو رندی و بر حیدر امامت ۸
بداغ عشق تو معروف شهرم
غلامان را شناسد از علامت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۰ - از دل خسته چه پرسی که دلم در بر اوست
گوهر بعدی:شماره ۲۶۲ - ممکنی را گرچه ممکن چاره ای در کار نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.