خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، فراق و گذر زمان سخن میگوید. شاعر از لحظات کوتاه عشق، ناکامیها و رنجهای زندگی میگوید و به مفاهیمی مانند مرگ، قیامت و ناپایداری دنیا اشاره میکند. همچنین، از اسطورههایی مانند یوسف و لیلی و مجنون برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه، فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به اسطورهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۴۶ - چون نسیم از برم آن ماه بناگاه گذشت
چون نسیم از برم آن ماه بناگاه گذشت
بر من آن رفت که بر شمع سحرگاه گذشت ۱
نیمی از آن خم گیسو بکفم بود و گرفت
آه از آن عمر درازم که چه کوتاه گذشت ۲
بوی پیراهن یوسف نشنیدم و دریغ
همه عمرم چو گدایان بسر راه گذشت ۳
واعظ از طول قیامت چکنی قصه برو
آزمودیم و همه روز بیک آه گذشت ۴
مرک چون تاختن ارد به بنی نوع بشر
بر گدا نیز همان رفت که بر شاه گذشت ۵
سیخ کمانا چه بزه میکنی از ناز کمان
وه که از کوه گران غمزه جانکاه گذشت ۶
لیلی از حالت مجنون چه بپرسی که چه شد
سایه وار از پی تو بوده و همراه گذشت ۷
گفتی ای ماه دو هفته که مهی در سفرم
سالها بر من آشفته در این ماه گذشت ۸
از فراق تو پناهم بدرشاه نجف
آنکه از نه فلکش پایه درگاه گذشت ۹
بر من آن رفت که بر شمع سحرگاه گذشت ۱
نیمی از آن خم گیسو بکفم بود و گرفت
آه از آن عمر درازم که چه کوتاه گذشت ۲
بوی پیراهن یوسف نشنیدم و دریغ
همه عمرم چو گدایان بسر راه گذشت ۳
واعظ از طول قیامت چکنی قصه برو
آزمودیم و همه روز بیک آه گذشت ۴
مرک چون تاختن ارد به بنی نوع بشر
بر گدا نیز همان رفت که بر شاه گذشت ۵
سیخ کمانا چه بزه میکنی از ناز کمان
وه که از کوه گران غمزه جانکاه گذشت ۶
لیلی از حالت مجنون چه بپرسی که چه شد
سایه وار از پی تو بوده و همراه گذشت ۷
گفتی ای ماه دو هفته که مهی در سفرم
سالها بر من آشفته در این ماه گذشت ۸
از فراق تو پناهم بدرشاه نجف
آنکه از نه فلکش پایه درگاه گذشت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۵ - گلزار مگوئید که قصری زبهشت است
گوهر بعدی:شماره ۲۴۷ - رسید از عالم غیبم بشارت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.