خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات شاعر درباره از دست دادن یار، عشق و اختیار است. شاعر از روزگار سپری شده در انتظار، از دست دادن عقل، دین، صبر و هوش به دلیل عشق، و ناتوانی در بازگرداندن دل از دست رفته میگوید. همچنین، او از شکسته شدن عهد و پیمان و آشفتگی حال خود سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند از دست دادن اختیار و شکست عهد ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۲۰۰ - من بخود مشغول و یار از دست رفت
من بخود مشغول و یار از دست رفت
چون کنم یاران که کار از دست رفت ۱
روزگارم صرف شد در انتظار
تیغ برکش روزگار از دست رفت ۲
عقل و دین و صبر و هوشم بد دریغ
عشق آمد هر چهار از دست رفت ۳
باز پس ناید دگر زان چین زلف
دل که ما را چند بار از دست رفت ۴
دل ندادم تا که بودم اختیار
چون کنم چون اختیار از دست رفت ۵
تا که با پیمانه شد عهد و قرار
عهد و پیمان و قرار از دست رفت ۶
هست آشفته علی چون یار دل
از چه میگوئی که یار از دست رفت ۷
چون کنم یاران که کار از دست رفت ۱
روزگارم صرف شد در انتظار
تیغ برکش روزگار از دست رفت ۲
عقل و دین و صبر و هوشم بد دریغ
عشق آمد هر چهار از دست رفت ۳
باز پس ناید دگر زان چین زلف
دل که ما را چند بار از دست رفت ۴
دل ندادم تا که بودم اختیار
چون کنم چون اختیار از دست رفت ۵
تا که با پیمانه شد عهد و قرار
عهد و پیمان و قرار از دست رفت ۶
هست آشفته علی چون یار دل
از چه میگوئی که یار از دست رفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۹ - خوش سروناز و آن قد دلجوی خوشتر است
گوهر بعدی:شماره ۲۰۱ - بکمان ابروان بست دو زلف چون کمندت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.