خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر به بیان احساسات خود نسبت به معشوق میپردازد. او معشوق را بینظیر و فراتر از دیگران توصیف میکند و از عشق عمیق خود سخن میگوید. همچنین، شاعر به موضوعاتی مانند جستجو، عیبجویی دیگران و نور الهی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و عبارات نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.
شماره ۱۹۰ - بوفایت یکی از خیل نکورویان نیست
بوفایت یکی از خیل نکورویان نیست
چون گل روی تو در گلشن گلرویان نیست ۱
جویمت باز و گمانم که نه آدم باشد
هر که گم کرده ما را بجهان جویان نیست ۲
نه ره کعبه عشقت من تنها پویم
نیست یکتن زنکویان که ترا جویان نیست ۳
منکه چون شیر و شکر در تو در آمیخته ام
در مذاقم اثر از تلخی بدگویان نیست ۴
نبود عیب نکوئی تو بدخوئی تو
نیست یکتن که در این راه بسر پویان نیست ۵
آنکه دل برد پریوار و زمردم بگریخت
نبود مردم و از جنس پریرویان نیست ۶
مظهر نور علی بود خود آشفته مگر
ورنه آتش بجهان قبله هندویان نیست ۷
چون گل روی تو در گلشن گلرویان نیست ۱
جویمت باز و گمانم که نه آدم باشد
هر که گم کرده ما را بجهان جویان نیست ۲
نه ره کعبه عشقت من تنها پویم
نیست یکتن زنکویان که ترا جویان نیست ۳
منکه چون شیر و شکر در تو در آمیخته ام
در مذاقم اثر از تلخی بدگویان نیست ۴
نبود عیب نکوئی تو بدخوئی تو
نیست یکتن که در این راه بسر پویان نیست ۵
آنکه دل برد پریوار و زمردم بگریخت
نبود مردم و از جنس پریرویان نیست ۶
مظهر نور علی بود خود آشفته مگر
ورنه آتش بجهان قبله هندویان نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - به پیر میفروشان بر بشارت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - سنبل بوستان ززلف تو سحرگه تا بداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.