خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و اخلاقی، دربارهٔ عشق حقیقی، وفاداری، و دوری از تعلقات دنیوی سخن میگوید. شاعر تأکید میکند که عاشق واقعی نباید دل به دنیای فانی ببندد و باید تنها به معشوق حقیقی (خداوند) تکیه کند. همچنین، از وسوسههای دنیا و بیوفایی آن هشدار میدهد و بر اهمیت پایداری در راه عشق الهی تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی این متن نیاز به درک و تجربهٔ کافی از زندگی دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۶۳ - هر کرا چشم هر نفس بکسی است
هر کرا چشم هر نفس بکسی است
نیست عاشق یقین که بوالهوسی است ۱
دل منه بر عروس ملک جهان
کاو بپنهان بعهد چون تو بسی است ۲
جز بدامان دوست دست مزن
تا تو را پا بجا و دست رسی است ۳
نفسی دامنش مده از دست
در جهانت اگر که هم نفسی است ۴
روح در سینه بی هم آوازی
همچو مرغی که بسته در قفسی است ۵
گو بحلوائیش که منع مکن
بر عسل پرفشان اگر مگسی است ۶
روح مجنون میان قافله بود
تو مپندار ناله جرسی است ۷
کیست آشفته در گلستانت
افتاده بباغ خار و خسی است ۸
ای علی ای امیر عرش سریر
ناکسی گر گریخت در تو کسی است ۹
نیست عاشق یقین که بوالهوسی است ۱
دل منه بر عروس ملک جهان
کاو بپنهان بعهد چون تو بسی است ۲
جز بدامان دوست دست مزن
تا تو را پا بجا و دست رسی است ۳
نفسی دامنش مده از دست
در جهانت اگر که هم نفسی است ۴
روح در سینه بی هم آوازی
همچو مرغی که بسته در قفسی است ۵
گو بحلوائیش که منع مکن
بر عسل پرفشان اگر مگسی است ۶
روح مجنون میان قافله بود
تو مپندار ناله جرسی است ۷
کیست آشفته در گلستانت
افتاده بباغ خار و خسی است ۸
ای علی ای امیر عرش سریر
ناکسی گر گریخت در تو کسی است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۲ - زتن بریدن جان پیش عاشق آسانست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴ - ما را که بر زبان نبود غیر نام دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.