خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق الهی، تقوا، عدالت، و عاقبتاندیشی میپردازد. در آن از مفاهیمی مانند عشق به حقیقت، نکوهش ظلم، و اهمیت بصیرت در زندگی سخن گفته شده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در این متن برای درک و تحلیل، نیازمند سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۹۳ - آفتاب طلعتت رازلف مشکین شد سحاب
آفتاب طلعتت رازلف مشکین شد سحاب
عز من قال ان شمس قد توارت بالحجاب ۱
گفتمش یا لیت بودی خاک راهت سر بگفت
قد یقول الکافر یا لیتنی کنت تراب ۲
بی حساب این قوم تا کی خون مردم میخورند
انهم کانوا و لا یرجون من ربی حساب ۳
کل من لم یعشق الوجه الحسن فی شرعنا
کافرو الکافر فی حقهم سوء العذاب ۴
گر قرار دل بحرمان شد له بئس القرار
ور بقربان تو شد جانها لهم حسن المآب ۵
زد سلیمان لاف حشمت با گدایان درت
رب اغفرلی ز دعوی گفتی و ثم اناب ۶
عاشقی چه بود ولای شاه مردان مرتضی
مخزن علم لدنی آیت ام الکتاب ۷
هر که اینجا بی بصیرت شد بود در حشر کور
جهد کن آشفته میلی کش بچشم ارتیاب ۸
عز من قال ان شمس قد توارت بالحجاب ۱
گفتمش یا لیت بودی خاک راهت سر بگفت
قد یقول الکافر یا لیتنی کنت تراب ۲
بی حساب این قوم تا کی خون مردم میخورند
انهم کانوا و لا یرجون من ربی حساب ۳
کل من لم یعشق الوجه الحسن فی شرعنا
کافرو الکافر فی حقهم سوء العذاب ۴
گر قرار دل بحرمان شد له بئس القرار
ور بقربان تو شد جانها لهم حسن المآب ۵
زد سلیمان لاف حشمت با گدایان درت
رب اغفرلی ز دعوی گفتی و ثم اناب ۶
عاشقی چه بود ولای شاه مردان مرتضی
مخزن علم لدنی آیت ام الکتاب ۷
هر که اینجا بی بصیرت شد بود در حشر کور
جهد کن آشفته میلی کش بچشم ارتیاب ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲ - و کیف اشکر من حبیب مغاضب
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - گفتی به لب رسانم از اشتیاق جانت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.