خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان میشود که از فراق و جمال معشوق سخن میگوید. شاعر از زلف معشوق، دلخرابی، و درد عشق مینالد و در عین حال به مفاهیمی مانند حجاب، آب حیات، و حقگویی اشاره میکند. در نهایت، شعر به درخواست عاشق از معشوق برای رفع تشنگی روحش ختم میشود.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۷۲ - بچهره ات شده آنزلف مشکفام نقاب
به چهره ات شده آن زلف مشکفام نقاب
بدان صفت که حواصل به زیر پر عقاب ۱
تو را به زلف نژند آمده حجاب جمال
که دود تیره بر آتشکده شده است حجاب ۲
نه دل خراب تو شد ز اولین نظر ای عشق
برای چیست که لشکرکشی به ملک خراب ۳
زسیم خام تو ابریشم دلم بگسیخت
کمند تافته شصت خم به چهره متاب ۴
به باغبان که بگوید حدیث از آن لب لعل
که خون خلق بخورد آن دو غنچه سیرآب ۵
پی گزند دلم زلف بر رخت لرزان
چو عقربی که برآید به سیر در مهتاب ۶
دهان تنگ تو را نیست جای گفت و شنید
که فارغم زسؤالش که نیست جای جواب ۷
کجا سفینه ی دل را سکون پدید آید
مرا که مردم دیده فتاده در غرقاب ۸
تو را که آب حیات است در کف ای ساقی
بیا و تشنه لبی را به جرعه ای دریاب ۹
تو را که نفس پرستی چه لاف حق گوئیست
مگو که باشد آشفته مدعی کذاب ۱۰
بدان صفت که حواصل به زیر پر عقاب ۱
تو را به زلف نژند آمده حجاب جمال
که دود تیره بر آتشکده شده است حجاب ۲
نه دل خراب تو شد ز اولین نظر ای عشق
برای چیست که لشکرکشی به ملک خراب ۳
زسیم خام تو ابریشم دلم بگسیخت
کمند تافته شصت خم به چهره متاب ۴
به باغبان که بگوید حدیث از آن لب لعل
که خون خلق بخورد آن دو غنچه سیرآب ۵
پی گزند دلم زلف بر رخت لرزان
چو عقربی که برآید به سیر در مهتاب ۶
دهان تنگ تو را نیست جای گفت و شنید
که فارغم زسؤالش که نیست جای جواب ۷
کجا سفینه ی دل را سکون پدید آید
مرا که مردم دیده فتاده در غرقاب ۸
تو را که آب حیات است در کف ای ساقی
بیا و تشنه لبی را به جرعه ای دریاب ۹
تو را که نفس پرستی چه لاف حق گوئیست
مگو که باشد آشفته مدعی کذاب ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - درده خبری بما هم امشب
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - دست ساقی آتش افکنده در آب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.