خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد فراق و عشق ناکام سخن میگوید. او از شبهای سخت بدون معشوق، رنجهای عاشقانه، و حسرتهایش مینالد و از ساقی میخواهد با شراب، هوش را از او بگیرد. همچنین، از زیباییهای معشوق و رنجهای ناشی از عشق یاد میکند و در پایان، از خداوند طلب یاری و رحمت میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، درد و رنج عشق، و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات به شراب و مفاهیم عرفانی وجود دارد که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
شماره ۵۲ - بی تو با غیر ندانی که چه شد دوش مرا
بی تو با غیر ندانی که چه شد دوش مرا
بود بر جای پری دیو در آغوش مرا ۱
حسرت آن بر دوشم به دل افروخت شرر
سوخت چون شمع ز سر تا بقدم دوش مرا ۲
درد سر میکشم از عقل کجائی ساقی
قدحی هوش زدا تا ببری هوش مرا ۳
قصه از اژدر موسی مکن و دست کلیم
بس بود قصه آن زلف و بناگوش مرا ۴
گو میفکن بسرم سایه دگر سرو سهی
گر خرامد بسرا سرو قباپوش مرا ۵
تا لبت تر شده از باده اغیار چو جام
همچو خم خون دل از رشک زند جوش مرا ۶
پرده دیده کنم فرش رهت گر آئی
زیب ده از قدمت خانه مفروش مرا ۷
به نگاهی شود آشفته تو را بنده به جان
بخر ای خواجه به یک نظره و مفروش مرا ۸
خم شده پشت من از بار گنه دستم گیر
رحمتی بار گران برفکن از دوش مرا ۹
طوطی نطق مرا قوتی ای شیر خدا
تا نخوانند دگر بلبل خاموش مرا ۱۰
بود بر جای پری دیو در آغوش مرا ۱
حسرت آن بر دوشم به دل افروخت شرر
سوخت چون شمع ز سر تا بقدم دوش مرا ۲
درد سر میکشم از عقل کجائی ساقی
قدحی هوش زدا تا ببری هوش مرا ۳
قصه از اژدر موسی مکن و دست کلیم
بس بود قصه آن زلف و بناگوش مرا ۴
گو میفکن بسرم سایه دگر سرو سهی
گر خرامد بسرا سرو قباپوش مرا ۵
تا لبت تر شده از باده اغیار چو جام
همچو خم خون دل از رشک زند جوش مرا ۶
پرده دیده کنم فرش رهت گر آئی
زیب ده از قدمت خانه مفروش مرا ۷
به نگاهی شود آشفته تو را بنده به جان
بخر ای خواجه به یک نظره و مفروش مرا ۸
خم شده پشت من از بار گنه دستم گیر
رحمتی بار گران برفکن از دوش مرا ۹
طوطی نطق مرا قوتی ای شیر خدا
تا نخوانند دگر بلبل خاموش مرا ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - سینه شد زآتش دل جلوه گه طور مرا
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - دور بادا چشم بد بگشود روی خوب را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.