خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و دل‌بستگی سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند دل ویران، تیر عشق، و خم زلف معشوق، احساسات خود را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به مفاهیمی مانند ایمان و کفر دارد و از تضادهای عاشقانه و روحانی سخن می‌راند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۰ - گفتمش وقف تو کردیم دل ویران را

گفتمش وقف تو کردیم دل ویران را
گفت کس جای به ویرانه دهد سلطان را ۱

ناوکش خواستم از سینه کشم کز سر عجز
دل گرفتش به دو دستی که مکش پیکان را ۲

گفتمش رخنه کنم در دل سنگین از آه
تیر پرتاب کجا رخنه کند سندان را ۳

خط و خال و مژه و زلف تو خوش دام رهند
کافران نیک ببستند ره ایمان را ۴

جز خم زلف تو کاو سایه بر آن چهره فکند
سایبان بر مه و خورشید که کرده بان را ۵

تا کی آشفته علی جوئی و گوئی از غیر
هر که واجب طلبد نفی کند امکان را ۶

شیخ پیمانه شکن رفت خدا را مددی
که به پیمانه می تازه کنم ایمان را ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹ - در آن سرا که برانند پادشاهی را
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - باد آورده بگلشن مژده نوروز را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.