خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلباختگی سخن میگوید و با زبانی عاشقانه و پر از تصاویر شاعرانه، احساسات خود را بیان میکند. او از غم عشق، زیبایی معشوق و فقر عاشق میگوید و با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، عمق احساساتش را نشان میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
شماره ۳۷۱ - مرا ای مه اگر دیوانه گفتی
مرا ای مه اگر دیوانه گفتی
نمی رنجم زتو یارانه گفتی ۱
به زلف و عارضش گفتی غم خویش
شبی بود و چراغ افسانه گفتی ۲
غمش گفتی درون سینهٔ ماست
نشان گنج در ویرانه گفتی ۳
ز ریش دل حکایت کردی ای اشک
خبرها از میان خانه گفتی ۴
گدایِ کوی ما گفتی خیالی ست
تعالی الله که درویشانه گفتی ۵
نمی رنجم زتو یارانه گفتی ۱
به زلف و عارضش گفتی غم خویش
شبی بود و چراغ افسانه گفتی ۲
غمش گفتی درون سینهٔ ماست
نشان گنج در ویرانه گفتی ۳
ز ریش دل حکایت کردی ای اشک
خبرها از میان خانه گفتی ۴
گدایِ کوی ما گفتی خیالی ست
تعالی الله که درویشانه گفتی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۰ - ما نداریم به غیر از جگرِ افگاری
گوهر بعدی:شماره ۳۷۲ - مرا در بزم رندان جرعه نوشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.