خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. او مخاطب را به ترک دنیای مادی و توجه به عشق الهی دعوت میکند و هشدار میدهد که جستوجوی بیحاصل در این دنیا تنها رنج و اندوه به همراه دارد. همچنین، از مخاطب میخواهد که به او ترحم کند، چرا که او در وادی عشق سرگردان است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و اندوه نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۳۶۳ - دلا چو روی به اقبال مقبلی داری
دلا چو روی به اقبال مقبلی داری
به ترک صحبت جان گیر اگر دلی داری ۱
گمان مبر که از این جست و جویِ بیحاصل
به غیر محنت و اندیشه حاصلی داری ۲
ترحّمی بکن ای آشنای وادی عشق
که من غیریقم و تو رو به ساحلی داری ۳
طواف کعبهٔ جانها تو را رسد ای مه
که شبروی و به هر کوی منزلی داری ۴
گذر ز عبقهٔ هستی خیالیا ورنه
به هوش باش که در راه مشکلی داری ۵
به ترک صحبت جان گیر اگر دلی داری ۱
گمان مبر که از این جست و جویِ بیحاصل
به غیر محنت و اندیشه حاصلی داری ۲
ترحّمی بکن ای آشنای وادی عشق
که من غیریقم و تو رو به ساحلی داری ۳
طواف کعبهٔ جانها تو را رسد ای مه
که شبروی و به هر کوی منزلی داری ۴
گذر ز عبقهٔ هستی خیالیا ورنه
به هوش باش که در راه مشکلی داری ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۲ - دلا تا محنتی بر خودنبینی
گوهر بعدی:شماره ۳۶۴ - دلا ز لذت مستی گهی خبر یابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.