خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، نیاز، نصیحت و رابطه‌های انسانی سخن می‌گوید. او از عشق حقیقی و مجازی، نصیحت‌های دیگران و رابطه‌های عاطفی خود با دیگران صحبت می‌کند. همچنین، شاعر از مفاهیمی مانند بخت، نیاز و جفا نیز استفاده می‌کند.

این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۶۲۲ - چشم رضا و مرحمت بر همه باز می‌کنی

چشم رضا و مرحمت بر همه باز می‌کنی
چون که به بخت ما رسد این همه ناز می‌کنی ۱

ای که نیازموده‌ای صورت حال بی‌دلان
عشق حقیقت است اگر حمل مجاز می‌کنی ۲

ای که نصیحتم کنی کز پی او دگر مرو
در نظر سبکتکین عیب ایاز می‌کنی ۳

پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدم
قبله اهل دل منم سهو نماز می‌کنی ۴

دی به امید گفتمش داعی دولت توام
گفت دعا به خود بکن گر به نیاز می‌کنی ۵

گفتم اگر لبت گزم می خورم و شکر مزم
گفت خوری اگر پزم قصه دراز می‌کنی ۶

سعدی خویش خوانیم پس به جفا برانیم
سفره اگر نمی‌نهی در به چه باز می‌کنی ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۲۱ - سرو ایستاده به چو تو رفتار می‌کنی
گوهر بعدی:غزل ۶۲۳ - دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.