خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رازداری در برابر معشوق سخن میگوید و از رنجهای عاشقی و ناتوانی در ابراز احساسات به دلیل شرمساری مینالد. همچنین، درخواست رحمت و بخشش از سوی معشوق یا پروردگار مطرح میشود.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و احساسی نیاز به درک بالاتری از ادبیات و مفاهیم شعری دارد.
شماره ۳۴۴ - ای پارسا که دایم رو در نماز داری
ای پارسا که دائم رو در نماز داری
سرّ که می سرایی راز که می گذاری ۱
از طاق ابروانش رو کرده ای به محراب
در پیش خویش تا کی دیوار کژ برآری ۲
تا با غمش قرینم خون خوردن است کارم
کار من از غم این است باری تو در چه کاری ۳
آنجا که عشقبازان تحفه ز طاعت آرند
ما تحفه یی نداریم بیرون ز شرمساری ۴
ما گرچه بیرهی را از سر نمی گذاریم
تو بر طریق رحمت باشد که درگذاری ۵
گردن بنه خیالی باشد که بار یابی
کز سرکشی نیابی توفیق لطف باری ۶
سرّ که می سرایی راز که می گذاری ۱
از طاق ابروانش رو کرده ای به محراب
در پیش خویش تا کی دیوار کژ برآری ۲
تا با غمش قرینم خون خوردن است کارم
کار من از غم این است باری تو در چه کاری ۳
آنجا که عشقبازان تحفه ز طاعت آرند
ما تحفه یی نداریم بیرون ز شرمساری ۴
ما گرچه بیرهی را از سر نمی گذاریم
تو بر طریق رحمت باشد که درگذاری ۵
گردن بنه خیالی باشد که بار یابی
کز سرکشی نیابی توفیق لطف باری ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۳ - ای به بوی تو صبا شیفتهٔ هر چمنی
گوهر بعدی:شماره ۳۴۵ - ای دل آن دم شرف صحبت دلبر یابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.