خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از اهمیت عشق و محبت به دوست (معشوق یا خدا) سخن میگوید و بیان میکند که بدون عشق و اخلاص، رسیدن به وصال و کمال ممکن نیست. همچنین، تأکید دارد که ارزش واقعی انسان در گرو عشق و اخلاص است، نه در مال و مقام دنیوی.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۳۳۰ - کسی که خاک درِ دوست نیست افسر او
کسی که خاک درِ دوست نیست افسر او
گمان مبر که بوَد ملک وصل در خور او ۱
دلی که در خور گنجینهٔ محبّت نیست
مقرّر است که قلب است اصل گوهر او ۲
به دور آن لب میگون دگر ملاف ای خضر
ز آب چشمهٔ حیوان که خاک بر سر او ۳
ز جویبار بقا سروم آب خور دارد
تو ای سمن چه خوری تا شوی برابر او ۴
گمان مبر که خیالی به هیچ باب دگر
دهد به منصب شاهی گداییِ دراو ۵
گمان مبر که بوَد ملک وصل در خور او ۱
دلی که در خور گنجینهٔ محبّت نیست
مقرّر است که قلب است اصل گوهر او ۲
به دور آن لب میگون دگر ملاف ای خضر
ز آب چشمهٔ حیوان که خاک بر سر او ۳
ز جویبار بقا سروم آب خور دارد
تو ای سمن چه خوری تا شوی برابر او ۴
گمان مبر که خیالی به هیچ باب دگر
دهد به منصب شاهی گداییِ دراو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۹ - کسی که پیرویِ عشق نیست عادت او
گوهر بعدی:شماره ۳۳۱ - لاله کز گل می برد دل چهرهٔ رعنای او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.