خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید و از جفاها و نگاههای فریبنده او شکایت میکند. شاعر با بیان احساسات عمیق خود، از درد عشق و رنجهای ناشی از آن مینالد و در عین حال، به زیباییهای معشوق و تأثیرات آن بر خود اشاره میکند.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۳۲۳ - به هوا و هوس نکهت پیراهن تو
به هوا و هوس نکهت پیراهن تو
گر رود جان من از سینه فدای تن تو ۱
گر بپیچیم سر، از شیوهٔ مردی نبود
به جفایی که کند غمزهٔ مرد افکن تو ۲
ای که شد دامنم از دست جفاهای تو چاک
رحمتی گر نکنی دست من و دامن تو ۳
بدمکن ای مه و پرهیز که آتش نزند
دود آه من دلسوخته در خرمن تو ۴
عشق از آن غمزه چو تیغی به کف آورد ای دل
سرخود گر نکنی خون تو در گردن تو ۵
گر خیالی به وفایت ندهد جان حزین
به چه فن جان برد ای شوخ ز مکر و فن تو ۶
گر رود جان من از سینه فدای تن تو ۱
گر بپیچیم سر، از شیوهٔ مردی نبود
به جفایی که کند غمزهٔ مرد افکن تو ۲
ای که شد دامنم از دست جفاهای تو چاک
رحمتی گر نکنی دست من و دامن تو ۳
بدمکن ای مه و پرهیز که آتش نزند
دود آه من دلسوخته در خرمن تو ۴
عشق از آن غمزه چو تیغی به کف آورد ای دل
سرخود گر نکنی خون تو در گردن تو ۵
گر خیالی به وفایت ندهد جان حزین
به چه فن جان برد ای شوخ ز مکر و فن تو ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۲ - ای به حُسن آفتاب چاکر تو
گوهر بعدی:شماره ۳۲۴ - تا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.