خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سعدی بیانگر عشق و وابستگی شدید شاعر به معشوق است. شاعر از معشوق میخواهد که او را رها نکند و از عشق او دور نشود. او تأکید میکند که حتی اگر معشوق بخواهد او را از خود دور کند، باز هم عشق و ارادت او تغییر نخواهد کرد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات قدیمی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۶۱۹ - چرا به سرکشی از من عنان بگردانی
چرا به سرکشی از من عنان بگردانی
مکن که بیخودم اندر جهان بگردانی ۱
ز دست عشق تو یک روز دین بگردانم
چه گردد ار دل نامهربان بگردانی ۲
گر اتفاق نیفتد قدم که رنجه کنی
به ذکر ما چه شود گر زبان بگردانی ۳
گمان مبر که بداریم دستت از فتراک
بدین قدر که تو از ما عنان بگردانی ۴
وجود من چو قلم سر نهاده بر خط توست
بگردم ار به سرم همچنان بگردانی ۵
اگر قدم ز من ناشکیب واگیری
و گر نظر ز من ناتوان بگردانی ۶
ندانمت ز کجا آن سپر به دست آید
که تیر آه من از آسمان بگردانی ۷
گرم ز پای سلامت به سر در اندازی
ورم ز دست ملامت به جان بگردانی ۸
سر ارادت سعدی گمان مبر هرگز
که تا قیامت از این آستان بگردانی ۹
مکن که بیخودم اندر جهان بگردانی ۱
ز دست عشق تو یک روز دین بگردانم
چه گردد ار دل نامهربان بگردانی ۲
گر اتفاق نیفتد قدم که رنجه کنی
به ذکر ما چه شود گر زبان بگردانی ۳
گمان مبر که بداریم دستت از فتراک
بدین قدر که تو از ما عنان بگردانی ۴
وجود من چو قلم سر نهاده بر خط توست
بگردم ار به سرم همچنان بگردانی ۵
اگر قدم ز من ناشکیب واگیری
و گر نظر ز من ناتوان بگردانی ۶
ندانمت ز کجا آن سپر به دست آید
که تیر آه من از آسمان بگردانی ۷
گرم ز پای سلامت به سر در اندازی
ورم ز دست ملامت به جان بگردانی ۸
سر ارادت سعدی گمان مبر هرگز
که تا قیامت از این آستان بگردانی ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۸ - همه کس را تن و اندام و جمال است و جوانی
گوهر بعدی:غزل ۶۲۰ - فرخ صباح آن که تو بر وی نظر کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.