خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند زلف تیره و روی زیبا، احساسات خود را بیان میکند. او همچنین به مفاهیمی مانند رندی، مستی، و بیاعتنایی به نام و ننگ اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به رندی و مستی نیازمند درک بالاتری از ادبیات است.
شماره ۲۹۴ - زهی تیره از زلف تو روز، شام
زهی تیره از زلف تو روز، شام
به روی تو دعویّ مه ناتمام ۱
چو نسبت ندارد به زلف تو مشگ
چرا می پزد عود سودای خام ۲
کنون ما و کویت که نبوَد عجب
در بارِ خاصان و غوغای عام ۳
حیاتی که بی او رود، گر کسی
بگوید حلال است بادش حرام ۴
توای مه یکی ز آنچه دارد رخش
نداریّ و لاف است بالای بام ۵
خیالی چو بگذشت از نام و ننگ
به رندیّ و مستی برآورد نام ۶
به روی تو دعویّ مه ناتمام ۱
چو نسبت ندارد به زلف تو مشگ
چرا می پزد عود سودای خام ۲
کنون ما و کویت که نبوَد عجب
در بارِ خاصان و غوغای عام ۳
حیاتی که بی او رود، گر کسی
بگوید حلال است بادش حرام ۴
توای مه یکی ز آنچه دارد رخش
نداریّ و لاف است بالای بام ۵
خیالی چو بگذشت از نام و ننگ
به رندیّ و مستی برآورد نام ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۳ - دل گم شد و جز بر دهنش نیست گمانم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۵ - سرشک جانب خاک در تو بست احرام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.