خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن میگوید. او خود را مانند پرندهای در دام زلف معشوق و ذرهای رقصان در هوای عشق توصیف میکند. معشوق برای او همچون قبلهای است که به هر سو رو میکند و همه چیز را فدای عشق او میکند. شاعر از رسیدن به عشق و شهرت در میان عاشقان سخن میگوید و از تاج سلطنت نیز گذر کرده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۹۰ - تا خاک راه همت اهل صفا شدم
تا خاک راه همت اهل صفا شدم
در دیده ها عزیزتر از توتیا شدم ۱
من عندلیب گلشن قدسم ولی چه سود
کز زلف تو مقیّد دام بلا شدم ۲
گرچه شدم ز کعبه به بتخانه باک نیست
روی تو بود قبلهٔ من هرکجا شدم ۳
از دار و گیر رستهٔ بازار عاشقان
سودم هیمن بس است که شهر آشنا شدم ۴
تا پرده بر گرفت ز مهرِ رخت صبا
مانند ذره رقص کنان در هوا شدم ۵
تا در هوای قدّ توام جان و سر چو سرو
بر باد رفت از همه آزاد تا شدم ۶
از سر نهاده ام هوس تاج سلطنت
ز آن دم که بر درت چو خیالی گدا شدم ۷
در دیده ها عزیزتر از توتیا شدم ۱
من عندلیب گلشن قدسم ولی چه سود
کز زلف تو مقیّد دام بلا شدم ۲
گرچه شدم ز کعبه به بتخانه باک نیست
روی تو بود قبلهٔ من هرکجا شدم ۳
از دار و گیر رستهٔ بازار عاشقان
سودم هیمن بس است که شهر آشنا شدم ۴
تا پرده بر گرفت ز مهرِ رخت صبا
مانند ذره رقص کنان در هوا شدم ۵
تا در هوای قدّ توام جان و سر چو سرو
بر باد رفت از همه آزاد تا شدم ۶
از سر نهاده ام هوس تاج سلطنت
ز آن دم که بر درت چو خیالی گدا شدم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۹ - تا به روی از دیده اشک لاله گون می آیدم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۱ - خیزید تا ز خاک درش درد سر بریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.