خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر دوری از خودخواهی و نزدیکی به دوست (معشوق یا خدا) است. شاعر از غمها و بلایای زندگی شکایت میکند اما تأکید میکند که نباید از فریادرس خود دور شد. همچنین، او هشدار میدهد که نفس خود را ضایع نکنیم و از وسوسهها و خیالات بیهوده دوری کنیم.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۸۰ - ما را به درِ دوست گشاد از هوس خویش
ما را به درِ دوست گشاد از هوس خویش
وقتی ست که دارد سگ آن کوی کس خویش ۱
تا کی برِ آن روی بلافی گل رعنا؟
بگذار دو رویی و نگر پیش و پس خویش ۲
غم نیست که نزدیک بلاییم ولیکن
فریاد که دوریم ز فریاد رس خویش ۳
افسرده حریف سخن سوختگان نیست
زنهار تو ضایع مکن ای نی نفس خویش ۴
باز آن دهن تنگ چه پوشی ز خیالی
پنهان چه کنی تنگ شکر از مگس خویش ۵
وقتی ست که دارد سگ آن کوی کس خویش ۱
تا کی برِ آن روی بلافی گل رعنا؟
بگذار دو رویی و نگر پیش و پس خویش ۲
غم نیست که نزدیک بلاییم ولیکن
فریاد که دوریم ز فریاد رس خویش ۳
افسرده حریف سخن سوختگان نیست
زنهار تو ضایع مکن ای نی نفس خویش ۴
باز آن دهن تنگ چه پوشی ز خیالی
پنهان چه کنی تنگ شکر از مگس خویش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۹ - گر ترحّم نکند طرّهٔ بی آرامش
گوهر بعدی:شماره ۲۸۱ - ما را همین زبانی ست آن نیز در دعایش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.