خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجهای روزگار و عشق به معشوق زیبا سخن میگوید. او از دنیا و مردم آن رویگردان شده و تنها به لطف خداوند بسنده کرده است. اشارهای از ابروی یار برایش کافی است و از نالههای عاشقان و نغمههای مرغان در باغ دنیا یاد میکند. همچنین، به گذر عمر و اشکهای شبانه اشاره دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۶۵ - ما را ز روزگار غمِ روزگار بس
ما را ز روزگار غمِ روزگار بس
جور و جفایِ دلبر زیبا عذار بس ۱
چشم از جهان و خلق جهان، سخت بسته ایم
زیرا برای ما کَرَمِ کردگار بس ۲
از هرچه خوب روی و گلندام و سروقد
ما را، اشارتی ز دو ابروی یار بس ۳
از ناله های سوخته جانان روزگار
در باغ دهر نغمهٔ مرغِ هزار بس ۴
بر جویبار عمر خیالی چو بنگری
اشک روانِ دیدهٔ شب زنده دار بس ۵
جور و جفایِ دلبر زیبا عذار بس ۱
چشم از جهان و خلق جهان، سخت بسته ایم
زیرا برای ما کَرَمِ کردگار بس ۲
از هرچه خوب روی و گلندام و سروقد
ما را، اشارتی ز دو ابروی یار بس ۳
از ناله های سوخته جانان روزگار
در باغ دهر نغمهٔ مرغِ هزار بس ۴
بر جویبار عمر خیالی چو بنگری
اشک روانِ دیدهٔ شب زنده دار بس ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۴ - عمری دویده ایم به دنبالِ اهل راز
گوهر بعدی:شماره ۲۶۶ - آب شد پیش لبت قند چو تر کردیمش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.