خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او از گریههای بیپایان، ارزش اشکهایش، و زیبایی معشوق میگوید و بیان میکند که حتی رنجهای عشق نیز برایش ارزشمند است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۶۰ - از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر
از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر
باری شود آبش به لب جوی برابر ۱
آن کیست که در عشق تو چون درّ سرشکم
دعویّ یتیمی کند و بگذرد از زر ۲
گر سر برود در سر زلف تو زیان نیست
سودای سر زلف تو سودی ست سراسر ۳
در حُسن غلام خط و خالت دو سیاهند
نام و لقب هر دو شده سنبل و عنبر ۴
از رهگذر سینهٔ مجروح خیالی
جز ناوک خونریز تو کس نیست به خون تر ۵
باری شود آبش به لب جوی برابر ۱
آن کیست که در عشق تو چون درّ سرشکم
دعویّ یتیمی کند و بگذرد از زر ۲
گر سر برود در سر زلف تو زیان نیست
سودای سر زلف تو سودی ست سراسر ۳
در حُسن غلام خط و خالت دو سیاهند
نام و لقب هر دو شده سنبل و عنبر ۴
از رهگذر سینهٔ مجروح خیالی
جز ناوک خونریز تو کس نیست به خون تر ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - از چشم ما چو می طلبد لعل او گهر
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - چه بود افسانهٔ منصور با یار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.