خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و از عشق و دلبستگی خود سخن میگوید. او معشوق را با عناصر طبیعی مانند نور، مهر، و سرو مقایسه میکند و از غرور و جوانی معشوق نیز یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۴۲ - ناز مه جز به همین نیست که نوری دارد
ناز مه جز به همین نیست که نوری دارد
ورنه با مهر رخت نسبت دوری دارد ۱
تا بر ابروی تو پیوست دل گوشه نشین
به حضور تو که پیوسته حضوری دارد ۲
گوشهٔ خاطر عاشق ز هوای رخ توست
همچو فردوس سرایی که سروری دارد ۳
راستی هرکه کند نسبت قدّ تو به سرو
هیچ شک نیست که در عقل قصوری دارد ۴
با خیالی ز جفا هرچه کند معذور است
یار، زیرا که جوان است و غروری دارد ۵
ورنه با مهر رخت نسبت دوری دارد ۱
تا بر ابروی تو پیوست دل گوشه نشین
به حضور تو که پیوسته حضوری دارد ۲
گوشهٔ خاطر عاشق ز هوای رخ توست
همچو فردوس سرایی که سروری دارد ۳
راستی هرکه کند نسبت قدّ تو به سرو
هیچ شک نیست که در عقل قصوری دارد ۴
با خیالی ز جفا هرچه کند معذور است
یار، زیرا که جوان است و غروری دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - میر مجلس که چو لب بادهٔ روشن دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - نکردم جز به زلف یار پیوند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.