خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلی از حافظ است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از رنجهای عشق و فروتنی در برابر معشوق یاد میکند. او با استفاده از تصاویر زیبا مانند سرو، سوسن، و زلف معشوق، احساسات خود را بیان میکند.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات فارسی و فرهنگ شعر کلاسیک دارد.
شماره ۲۱۸ - گر ز بالای تو هر ساعت بلا باید کشید
گر ز بالای تو هر ساعت بلا باید کشید
به ز ناز سرو کز باد هوا باید کشید ۱
با وجود قامتت سوسن ز رعنائی و لطف
گر کند دعوی زبانش از قفا باید کشید ۲
ما اگر مشگ ختا گفتیم زلفت را به سهو
تو کریمی عفو بر فکر خطا باید کشید ۳
گر بپرسند از پریشان حالی ما روز حشر
سر چو زلفت از خجالت زیر پا باید کشید ۴
تا خیال قدّ و رخسارش خیالی در دل است
منّت شمشاد و ناز گل چرا باید کشید ۵
به ز ناز سرو کز باد هوا باید کشید ۱
با وجود قامتت سوسن ز رعنائی و لطف
گر کند دعوی زبانش از قفا باید کشید ۲
ما اگر مشگ ختا گفتیم زلفت را به سهو
تو کریمی عفو بر فکر خطا باید کشید ۳
گر بپرسند از پریشان حالی ما روز حشر
سر چو زلفت از خجالت زیر پا باید کشید ۴
تا خیال قدّ و رخسارش خیالی در دل است
منّت شمشاد و ناز گل چرا باید کشید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۷ - گرچه شب غم ساختم چون شمع من با سوز خود
گوهر بعدی:شماره ۲۱۹ - گر شبی ماه رخت پرده ز رو برگیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.